مجموعه اشعار سروده های خودم 22 آذر 1399 توسط السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا (س) دلخوشی دلم…. وسط دعا…. میخنده لبم… می گریه چشمم… می کنم صدا… آرام و بی صدا… رفیقم امامم… امام زمانم… بخوانم با وفا… بخوانم تو رو خدا…
مجموعه اشعار سروده های خودم 22 آذر 1399 توسط السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا (س) بانگ اذان میاید مهمان برا خدا میاید برخیز که جا نمانی دعوت شدی میهمانی
مجموعه اشعار سروده های خودم 22 آذر 1399 توسط السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا (س) خدایا من رانده شده ام مهمان خانه تو شده ام عده ای احمقم میخانن عده ای هم جاهل زبان سر به سرم گر بزاری یا نزاری! گهی اوقات از مهر نگه ام داری یا نداری! من به سامان رسانی یا نرسانی میکنم گریه و زاری با دلم همه کاری سخت می کنم تا تو بشی راضی
مجموعه اشعار سروده خودم 22 آذر 1399 توسط السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا (س) محرم رازم امام زمانم دلبر نازم امام زمانم عزیز تر از جونم امام زمانم غصه نخور ای امام مهربانم غریب مادر امام زمانم شبیه به پیمبر امام زمانم ای دل بخوان هر روز بخوان << وَلَهُ مَا سَکِنَ فِی الیلِ وَ النَّهار >> مولا میآید… منتظرم که بیاید…