سالروز وفات حضرت سکینه بنت الحسین (ع)
پنجم ربیع الاول سالروز وفات بزرگ بانویی است که شمیم عفت و فضیلت فاطمه (س) را با خود داشت. بانوی با کرامتی که در طول حیاتش بسیاری از حوادث و رنجهای خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام را به چشم دید و واقعه عظیم عاشورا را نظارهگر بود؛ روح بلند و طبع لطیفش در شاعری سبب ساز آن شد تا به عنوان یکی از بازماندگان خاندان امامت، پیام رسان اهداف و احکام والای اسلام به شمار آید و در این راه بکوشد.
سکینه (س) دختر امام حسین (ع) از رباب دختر امرؤ القیس بود. برخی نام او را آمنه و امینه ذکر کردهاند و به سبب سکون، آرامش و وقاری که داشت، مادرش او را سکینه لقب داده بود. سکینه از باهوشترین، خوش اخلاقترین، باتقواترین و بزرگ زنان زمانه خویش است. به همین دلیل امام حسین (ع) سکینه را بندهای غرق در ذات الهی معرفی کرده که نشان دهنده فضل و کمال اوست.ایشان نقش بسیار مهمی در پیام رسانی واقعه بزرگ عاشورا و تبیین اهداف قیام امام حسین (ع) داشتند. حضور سکینه در مکتب حسین (ع) از او که در روز واقعه بانویی نوجوان بود، معلمی فرهیخته ساخت تا منادی مدرسه عاشورا باشد.
پس از واقعه عاشورا، سکینه همراه دیگر اسیران کربلا به کوفه و شام برده شد. از سهل بن سعد ساعدی صحابه پیامبر اسلام (ص) روایت شده که روز ورود اسرا به شام در دروازه ساعات دختری را دیدم که بر شتری بیمحمل سوار بود؛ او خود را سکینه دختر امام حسین (ع) معرفی کرد و از من خواست برای حفظ حرمت خاندان رسول خدا (ص) کاری کنم که نیزهداران سرهای شهدای کربلا را از اطراف اسیران دور کنند.
سهل میگوید من با پرداخت مقداری دینار توانستم خواسته او را برآورده کنم.در برخی از منابع تاریخی نیز خوابی از سکینه در دمشق نقل شده که در آن پیامبر اسلام (ص) همراه برخی از پیامبران و فاطمه زهرا (س) با همراهی عدهای از زنان بهشتی در حالی که پیراهن خونی امام حسین (ع) در دست مادرش بود به سمت کربلا میروند؛ حضرت سکینه (س) پس از اسارت به همراه کاروان اسرا به مدینه بازگشت.
سخاوت یکی از ویژگیهای اخلاقی حضرت سکینه (س) است که در دردانه اباعبدالله (ع) زبانزد خاص و عام بوده است و همچنین از ایشان به عنوان یکی از راویان حدیث یاد شده که کوفیان از او روایت کردهاند؛ زیرا حضرت سکینه (س) به همراه خواهر خود فاطمه از راویان حدیث پدر خود امام حسین (ع) به شمار میآیند.
این بانوی عظیم الشأن سر انجام در روز پنجم ربیع الاول سال ۱۱۷ هجری قمری پس از گذشت سالها از رویداد عاشورا در سن بین ۶۷ تا ۷۰ سالگی در شهر مدینه وفات یافتند و در زمانی که خانواده این بانوی بزرگوار قصد دفن پیکر وی را داشتند “خالد بن عبدالملک” حاکم مدینه که در نظر داشت با به تعویق افتادن تشییع جنازه بر اثر گرمی هوا به بدن مطهر جسارت شود و جنازه مبارک آن حضرت تا شب دفن نشد. در نهایت یحیی بن حسن (ع) و به قولی محمد بن عبدالله نفس زکیه بر جنازه آن حضرت نماز خواند و آن حضرت را با احترام به خاک سپرد.1
1- این مطلب از سایت ” باشگاه خبرنگاران جوان ” به آدرس ” https://www.yjc.ir ” گرفته شده است.
نظر آیت الله العظمی بهجت درباره مختار
یکی از پرسشهایی که در زمان حیات آیت الله العظمی بهجت از ایشان صورت گرفت پرسشی در مورد شخصیت مختار بن ابوعبید ثقفی بود. شرح پرسش و پاسخ آیت الله بهجت را به نقل از کتاب ورقهای آسمانی در زیر میخوانیم…
سؤال:
“نظر حضرتعالی درباره شخصیت مختار ثقفی که مورد تردید واقع شده است، چیست؟ علاقمندیم که دیدگاه شما را در این مورد بدانیم".
پاسخ:
«مختار اهل نماز بود. او از اولیای خدا بود. نماز را با حال عجیبی میخواند. در شأن مختار همین کفایت میکند که قاتل دشمنان اهل بیت(ع) و قتله سیدالشهداء(ع) بود.
نقل است که میگفت: “فلانی را کشتم، فلانی را کشتم …” تا اینکه وقتی آخرین نفر را کشت گفت: “الان راحت شدم".
دوره نهضت او شاید 9 ماه بوده اما نوشته اند: هنگامی که آخرین نفر که «محمد اشعث» یا «شمر» بود را به قتل رساند گفت: “الان اگر بمیرم دیگر باکی نیست". یعنی وقتی به نهایت مقصودش رسید گفت: “دیگر اگر بمیرم، غصه ای ندارم".»
این مطلب بر گرفته از سایت” علمای شیعه ” به آدرس ” http://olama-shie.blogfa.com ” می باشد.
یاد امام و شهدا
بعضی شبا، وقتی بابام، کنج دلش غوغا میشه
یا بعضی وقتا، دل شب،وقتی که از خواب پا میشه
میره یه گوشه میشینه، آلبومشو وا میکنه
خوب می دونم گذشتشو، با اونا پیدا میکنه
درد و دل این روزاشو، با اونا نجوا میکنه با اونا نجوا میکنه
میگم بابا اینا کین، که با لباس خاکین؟
اما هزار تا کهکشون، سرتاسر هفت آسمون
مونده به زیر پرشون
میگه پسرم! نور دلم، باغ گلم، همه حاصلم
الهی هیچ مسافری، از رفیقاش جا نمونه
تو هم دعا کن که بابات غریب و تنها نمونه
بعدِ امام و شهدا زیاد تو دنیا نمونه
اینا تو آسمونِ من ستاره های سحرن
بجونِ تو برای من عزیز تر از برادرن
به کی بگم؟ چه جور بگم؟ بعضیاشون تو بیداری
بعضیاشون تو رویاها
جلوه ی مولا رو دیدن، جذبه ی آقا رو دیدن
می گم بابا چرا هر وقت پیش شما
میون کل جبهه ها
اسم شلمچه که می آد
چه سریه، چه رازیه؟
فوری بر افروخته می شی!
مثل شمع سوخته می شی؟
میگه پسرم! ای پسرم،
نمک نزن بازم به زخم جگرم
سر تا سر جبهه همش
طور تجلی خدا بود، به خدا آخر دنیا بود،
به خدا کرب و بلا بود به خدا
حضرت زهرای بتول، با اینکه ما نوکرشیم
مادر ما بود به خدا، مادر ما بود به خدا
اما میون جبهه ها، شلمچه بیشتر از همه
گرفته بوی فاطمه، گرفته بوی فاطمه
شب حمله همهمه بود
روی لبا زمزمه بود
کی تو دلا واهمه بود؟
دعوا سرِ سربند یا فاطمه بود
دعوا سر سربند یا فاطمه بود
ذکر لبا وقتی که یا زهرا می شد
همه گره هامون وا می شد
یاد امام و شهدا، دلو میبره کرب و بلا
میگم بابا اینکه علم تو دستشه
صبح دو کوهه مستشه
روی لباش یه زمزمس
اینکه جلوتر از همس
بگو کیه، بگو کیه؟
این رفیقم که می بینی
میون دار هیئتا بود
مسجدی بود، بی ریا بود
با صفا بود، با خدا بود
یه شب توی میدون مین
آخر به آرزوش رسید
ترکشای خمپاره ها
هر دو تا دستاشو برید
این رفیقم پور احمدِه
تو عاشقا سرآمده
دیگه مثلش نیومده نیومده
عاشق با صفایی بود
خیلی امام رضایی بود
این رفیقم که می بینی
اهل نظر بود به خدا
مرغ سحر بود به خدا
مرد خطر بود به خدا
یه شب توی میدون مین
دیدم بی سر بود به خدا
مرد خطر بود به خدا
این رفیقم که می بینی
انیس و یار و یاورم
عزیز تر از برادرم
نور دو چشمون ترم
وقت وداع آخرش
میگفت بگو به مادرم
از خدا خواستم همیشه
که بر نگرده پیکرم
این رفیقم غلامعلی
نوحه خونه، روضه خونه
وقتی دل بابات می گیره
شعرای اونو می خونه
آخرش حاجتمو من می گیرم
یه روز از عشق تو مولا می میرم
قربون کبوترای حرمت
قربون این همه لطف و کرمت
یاد امام و شهدا، دلو میبره کرب و بلا
این مطلب از سایت ” ملوتکست ” به آدرس ” http://melotext.ir ” گرفته شده است. که حاج سعید حدادیان در
نوحه خود استفاده کرده اند.
آیات حجاب در قرآن
آیات حجاب
مسأله حجاب به عنوان یک ارزش مورد توجه اسلام و اهل بیت بوده است. حجاب همچون صدفی گوهر وجود بانوان را در دل خود محفوظ میدارد و سدی در برابر نگاه نامحرمان است؛ در حقیقت حجاب پاسبان، محافظ و هادی برای زنان است؛ حجاب حریم خصوصی را مستحکم میکند به این معنا دزدان حرمتها نمیتوانند به عفاف زنان تجاوز کنند. چنانچه هر دستی را از گنجینههای بانوان کوتاه میکند؛ الماسی که در یک بوتیک بزرگ محافظت میشود و دسترسی به آن کار محال است؛ با این نگاه به حجاب، هیچگاه حجاب اجباری نمیشود؛ حجاب زیباست هدیهای که آنقدر گرانمایه است که خداوند چند آیه از قرآن کتاب آسمانی را به آن اختصاص داده است و این مهم تنها یک معنا دارد که زنان در پیشگاه خداوند صاحب مقام والایی هستند و در صورتی که به دستورات الهی عمل کنند بهترین جایگاهها را از آن خود خواهند کرد؛ به همین دلیل آیات و روایات زیادی در این زمینه وجود دارد[۱].
سه آیه از آیات قرآن به آیات حجاب مشهورند که در این میان آیه ۳۱ سوره نور مشهورتر است[2] :
آیه ۳۱ سوره نور
وَ قُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَ لَایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَ لْیضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَیٰ جُیوبِهِنَّ وَ لَایبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ… وَ لَایضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیعْلَمَ مَا یخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَ تُوبُوا إِلَی اللهِ جَمِیعًا أَیهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ﴿۳۱﴾
و به زنان با ایمان بگو: «دیدگان خود را [از هر نامحرمی] فرو بندند و پاكدامنی ورزند و زیورهای خود را آشكار نگردانند مگر آنچه كه طبعاً از آن پیداست. و باید روسری خود را بر گردن خویش [فرو] اندازند، و زیورهایشان را جز برای شوهرانشان یا پدرانشان… آشكار نكنند؛ و پاهای خود را [به گونهای به زمین] نكوبند تا آنچه از زینتشان نهفته میدارند معلوم گردد. ای مؤمنان، همگی [از مرد و زن] به درگاه خدا توبه كنید، امید كه رستگار شوید.
خُمُر، جمعِ خِمار، به معنای مقنعه یا روسری زنان است.[3] طبق گزارشهای مفسران و اشارات حدیثی، زنان پیش از نزول این آیه روسری را از پشت گوشها رد میکردند و آن را به پشت خود میانداختند، به طوری که گوشها و گردن و گریبان آنها نمایان بود. در این آیه به آنها دستور داده شده است که روسریهایشان را به گونهای بپوشند که گریبان و مقابل سینه آنها را بپوشاند؛ یعنی، دو طرف آن را از راست و چپ به جلو آورند تا همه این قسمتها پوشیده شود.[4] در واقع، زنان موی سر خود را میپوشاندهاند اما اینک آیه در مقام بیان حد پوشش، از لزوم پوشاندن گردن و سینه سخن گفته ولی از پوشاندن چهره سخنی به میان نیاورده است.[5]
آیه ۵۳ سوره احزاب
وَ إِذَا سَأَلْتُمُوهُنَّ مَتَاعًا فَاسْأَلُوهُنَّ مِن وَرَاءِ حِجَابٍ ذَٰلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَ قُلُوبِهِنَّ ﴿۵۳﴾
و چون از زنان [پیامبر] چیزی خواستید از پشت پرده از آنان بخواهید؛ این برای دلهای شما و دلهای آنان پاكیزهتر است.
این آیه نیز به سبب ذکر واژه حجاب در آن، به «آیه حجاب» معروف است و حکم حجاب در آن به همسران پیامبر(ص) اختصاص داشته و دیگر زنان مسلمان را دربرنمیگرفت. برخی فقیهان اهل سنت آیه را عام دانسته و حکم حجاب را شامل سایر زنان مسلمان نیز دانستهاند.[6]
آیه ۵۹ سوره احزاب
یا أَیهَا النَّبِی قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَ بَنَاتِكَ وَ نِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یدْنِینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَٰلِكَ أَدْنَیٰ أَن یعْرَفْنَ فَلَا یؤْذَینَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُوراً رَّحیمًا ﴿۵۹﴾
ای پیامبر، به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو: «پوششهای خود را بر خود فروتر گیرند. این برای آنكه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیكتر است، و خدا آمرزنده مهربان است.
با نزول این آیه، به همسران و دختران پیامبر(ص) و زنان با ایمان دستور داده شد خود را با جِلباب بپوشانند (یُدْنینَ عَلَیهِنَّ مِن جَلابیبِهِنَّ) تا شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند. لغتشناسان و مفسران، برای جلباب معانی مختلفی ذکر کردهاند، از جمله: لباس فراگیر از سر تا پا مانند چادر، لباسی فراخ که زن روی لباسهایش میپوشد و تا قدمهایش را فرامیگیرد، ملحفه، مقنعه و سرپوشی که سر و روی زن را بپوشاند.[7] حکم مذکور در آیه، این احتمال را که مراد از جلباب، لباس فراگیر (مانند چادر یا ملحفه) بوده است، تقویت میکند.[8]
وجوب حجاب
در جلد بیستم کتاب وسائل الشیعه فصل نکاح، بیش از صد روایت در وجوب حجاب و محدوده آن نقل شده است.[9] فقیهان شیعه و اهل سنت با توجه به آیات (به ویژه آیه ۳۱ سوره نور) و روایات، فتوا به وجوب حجاب دادهاند.[10]
مراجع :
1-سایت پایگاه اطلاع رسانی حوزه به آدرس ” https://hawzah.net “
2-سایت ” ویکی شیعه ” به آدرس ” https://fa.wikishia.net “
3-ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه «خُمُر».
4-طباطبائی، المیزان، ۱۳۹۳ق، ج۱۵، ص۱۱۶؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۲، ص۲۳۰.
5-حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱۴۰۴ق، ج۱۴، ص۲۸؛ ج۵، ص۲۴۳.
6-مقدم، ادلة الحجاب، ۱۴۲۵ق، ج۱، ص۲۵۱-۲۶۹.
7-ابن منظور، لسان العرب، ذیل واژه حجاب؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۴، ص۲۴۳.
8-سیفی مازندرانی، دلیل تحریرالوسیلة، ۱۳۷۵ش، ج۶، ص۲۹-۳۰؛ مجلسی، روضةالمتقین، ۱۴۰۶ق، ج۸، ص۳۵۳.
9-حرّ عاملی، وسائلالشیعه، ۱۴۱۶ق، ج۲۰، ص۱۹۹، ۲۰۵، ۲۰۶، ۲۲۳-۲۲۵، ۲۲۹.
10-شیخ انصاری، کتاب النّکاح، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۳۸-۴۳؛ خوئی، المبانی فی شرح العروة الوثقی: النکاح، ۱۴۲۶ق ، ج۳۲، ص۲۱-۲۲؛ نراقی، مستند الشیعة، ۱۴۱۹ق، ج۱۶، ص۴۹؛ فاضل، «بررسی لزوم و حدود حجاب در فقه اهل تسنن»، ۱۳۸۶ش، ص۲۸-۳۰.




